آلفاباکس


توهم این که همدیگه رو میشناسیم

قبلا نوشتم که فکر میکنم یکی از بدترین ویژگی های جامعه ما، توهم دانشیه که تو اکثر ماها هست. تو هر موضوع و کلا هر چیزی ادعای دونستن داریم.
اما فکر میکنم یکی از بدترین این توهم ها، این توهمه که فکر میکنیم هم دیگه رو میشناسیم. من فکر میکنم حتی اگه دو دوست 20 سال هم با هم دوست باشن، یه توهم از شناختن همدیگه دارن و نه چیزی اضافه تر. و اینطور هم فکر میکنم که بدترین ضربه هایی که از برخی دوستان میخوریم، از همینه که فکر میکنن ما رو به اندازه کافی نشناختن. (یاد جمله "راه جهنم را با نیت های خیر سنگفرش کرذه اند" افتادم.)
البته فکر میکنم واقعیت اینه که هیچ کس تو این توهمات تقصیری نداره. فکر میکنم جهل ذاتی انسانه. بدی قضیه اینجاست که وقتی فهمیدیم چیزی مصداق جهالته باز ازش دست نمیکشیم.
من حتی برخی دوستان داشتم که فکر میکردن از روی قیافه طرف میشه شناخت طرف چجور آدمیه. نکته جالب قضیه اینجاست که ادعای ارثی بودن برای همچین توانایی هم میداد و میگفت پدربزرگمم هم همین طوری بود.
نمیدونم کی میشه از این توهم که همدیگه رو میشناسیم دست بکشیم و یه خورده با همدیگه بهتر رفتار کنیم.
فکر میکنم وقتش رسیده که حداقل در مورد روابط اجتماعی این "نمیدانم" ها رو بیشتر کنیم. حالا جهل تو بقیه علم ها بمونه واسه بعد. قبل اون خیلی کار داریم.

منبع این نوشته : منبع
میکنم ,توهم ,همدیگه ,میشناسیم ,چیزی ,بدترین ,قضیه اینجاست ,برخی دوستان